تبليغاتX
امام علی (ع)

خدا چگونه به وجود آمده است؟

 

خدا به وجود نيامده; يعني كسي يا چيزي خدا را به وجود نيآورده و اصلاً طرح سؤال به اين شكل اشتباه است مانند آن مي‌باشد كه كسي بپرسد: وجود و هستي را چه كسي وجود داده است;

زيرا وجود مساوي با هستي است وهستي همان وجود مي باشد, يا مثل اين است كه كسي بپرسد: روغن را چه كسي چرب كرده است .

وجود, وجود است و نيازي ندارد كسي وجود را وجود كند يا روغن , ذاتاً چرب است و معنا ندارد روغن را كسي چرب كند. همان طور كه چربي براي روغن و نور براي خورشيد و وجود براي وجود, ذاتي است , وجود براي خدا ذاتي است. چيزي كه ذاتي است , علّت نمي خواهد; يعني درست نيست كسي بگويد چرا روغن چرب است ؟ چه كسي روغن را چرب كرده است ؟ چربي عين روغن است , به طوري كه اگر چربي روغن را از آن بگيريم , ديگر چيزي درظرف باقي نمي ماند. وقتي چربي‌هاي روغن را از آن جدا كنيم , ديگر روغن تمام مي‌شود و وجود ندارد, چون چربي باروغن يكي است .

به عبارت ديگر: دو چيز نداريم كه يكي روغن و ديگري چربي باشد، بلكه چربي عين روغن است.

نه مي شود روغن را چرب كرد و نه مي شود چربي را از روغن گرفت.

خداوند نيز عين وجود است . وجود عين خدا است . او هستي مطلق است و چيزي نيست كه يك زمان نبوده (وجود نداشته است ) و بعد او را وجود داده باشند. به تعبير علمي , وجود او ازلي و ابدي است ; يعني از اوّل بوده و تا آخرخواهد بود. نه كسي مي تواند به خدا وجود (هستي ) ببخشد و نه مي شود هستي را از او جدا كرد. وجود ذاتي خدا است و چيزي كه ذاتي است , علّت بردار و جدا شدني نيست . به بعضي چيزها مي شود چيز ديگري داد يا از آن گرفت , مثلاًآب را مي شود گرم كرد و مي شود گرما را از آب گرفت , چون گرما غير از آب است و آب غير از گرما. اما هستي و وجود غير از خدا نيست , تا كسي هستي را به خدا بدهد يا از او بگيرد. خدا به وجود آمدني نيست و از ازل بوده وبودنش عين ذاتش است .

يعني در مورد خداوند، دو چيز نيست كه يكي خدا و ماهيت او و ديگري وجود او باشد تا بگوييم چه كسي يا چيزي به اين ماهيت وجود، داده است؟

بلكه حقيقت خداوند، عين وجود است؛ وجودي نامتناهي و ازلي و ابدي.

شهيد مرتضي مطهري (ره ) مي گويد: كساني كه مي گويند "اگر طبق قانون علّيّت و معلوليّت , براي جهان , خدا رااثبات كنيم , براي خدا نيز علّت را بايد اثبات كنيم" در بحث خلط مي كنند. مضمون قانون نامبرده اين نيست كه هرموجودي علّت مي خواهد, بلكه اين است كه هر حادثه اي علّتي دارد; يعني چيزي كه (نبود و شد) براي پيدايش وي علتي ضروري است ,(1) ولي خدا حادث و پديده نيست كه احتياج به علّت داشته باشد.

منبع: وبلاگ فاطر سبز

پي نوشت:

1- مرتضي مطهري , مجموعه آثار, ج 6 ص 926 با تلخيص

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 21:13  توسط حجت  | 
>